فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ساختن

تأییدنشده

sâxtan[sɒːx.t̪ʰǽn]

anfertigen فعل

فعل

  • ساختنsâxtanساختَن[sɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درست کردنdorost kardanدُرُست کَردَن[d̪o.ɹost̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • تولید کردنتولید کَردَن(to make things)تأییدنشده
  • دستورزیدن(to make things)تأییدنشده

دستور زبانِ anfertigen

فعل

تلفظ
[ˈanˌfɛʁtɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angefertigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzufertigenمعلوم، extended، مصدر
  • anfertigendمعلوم، participle، حال
  • angefertigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzufertigendergerundive، participle
  • anzufertigendegerundive، participle
  • fertig anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertige anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fertige anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fertige anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anfertigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anfertigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anfertigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anfertigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fertige anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anfertigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfertigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fertigen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fertigen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fertigt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fertiget anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anfertigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfertigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fertigen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fertigen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fertigte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fertigte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfertigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anfertigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfertigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anfertigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fertigte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfertigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfertigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fertigten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fertigten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anfertigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anfertigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fertigtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anfertigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfertigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fertigten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fertigten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfertigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfertigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzufertigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufertigendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufertigendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufertigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzufertigendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzufertigendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufertigendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufertigendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufertigendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها