فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اعتراض کردن

تأییدنشده

e'terâz kardan[eʔt̪ʰeˈɾɒːz kʲæɾˈd̪æn]

anfechten فعل

فعل

  • اعتراض کردنe'terâz kardanاِعتِراض کَردَن[eʔt̪ʰeˈɾɒːz kʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ anfechten

فعل

تلفظ
[ˈanˌfɛçtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angefochtenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzufechtenمعلوم، extended، مصدر
  • anfechtendمعلوم، participle، حال
  • angefochtenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzufechtendergerundive، participle
  • ficht anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fechtet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fechte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fechte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anfechteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anfechteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fichtst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fechtest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anfichtstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anfechtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ficht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fechte anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anfichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfechteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fechten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fechten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fechtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fechtet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anfechtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfechtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fechten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fechten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • focht anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • föchte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfochtمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anföchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fochtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • föchtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anföchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • focht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • föchte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfochtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anföchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fochten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • föchten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anfochtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anföchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fochtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • föchtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anfochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anföchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fochten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • föchten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anföchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzufechtendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzufechtendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufechtendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzufechtendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzufechtendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzufechtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufechtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufechtendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufechtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzufechtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzufechtendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufechtendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufechtendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufechtendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها