اعتراض کردن
تأییدنشده
e'terâz kardan[eʔt̪ʰeˈɾɒːz kʲæɾˈd̪æn]
anfechten فعل
فعل
- اعتراض کردنe'terâz kardanاِعتِراض کَردَن[eʔt̪ʰeˈɾɒːz kʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ anfechten
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌfɛçtn̩]
همهٔ صورتها
- angefochtenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzufechtenمعلوم، extended، مصدر
- anfechtendمعلوم، participle، حال
- angefochtenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzufechtendergerundive، participle
- ficht anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fechtet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fechte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- fechte anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anfechteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anfechteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fichtst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fechtest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anfichtstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anfechtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ficht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- fechte anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anfichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anfechteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fechten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fechten anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- fechtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fechtet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anfechtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anfechtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fechten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fechten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- focht anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- föchte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anfochtمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anföchteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fochtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- föchtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anfochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anföchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- focht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- föchte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anfochtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anföchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fochten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- föchten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anfochtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anföchtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fochtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- föchtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anfochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anföchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fochten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- föchten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anfochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anföchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzufechtendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- anzufechtendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufechtendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- anzufechtendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- anzufechtendegerundive، حالت نهادی، جمع
- anzufechtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzufechtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufechtendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzufechtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzufechtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzufechtendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzufechtendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufechtendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufechtendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها