دیگر
تعیینکننده
- دیگر
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دیگر
- ضد
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بقیه
- دیگران
دستور زبانِ andere
صفت
تعیینکننده
اسم
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nur ein glücklicher Mensch kann andere glücklich machen.
فقط یک آدم خوشبخت میتواند دیگران را خوشبخت کند.
17. Gesetz der Macht: Lass andere mit den Karten spielen, die du austeilst.
قانون ۱۷ قدرت: بگذار دیگران با کارتهایی که بین آنها تقسیم میکنی بازی کنند.
Manche Tage erfordern mehr Kaffee als andere.
بعضی روزها بیشتر از بقیه روزها قهوه میطلبند.
Aufstand entsteht, wenn einige essen, andere nur zuschauen.
وقتی بعضیها میخورند و دیگران فقط تماشا میکنند، شورش به وجود میآید.
Das eine Buch ist dünn, das andere dick.
این یکی کتاب نازک است، دیگری قطور است.
Etwas zu lernen ist eine Sache, etwas zu lehren ist eine ganz andere.
چیزی آموختن یک چیز است، چیزی آموزاندن کاملا یک چیز دیگر.
Gott schließt nie eine Tür, ohne eine andere zu öffnen.
خداوند هرگز دری را نمیبندد، بدون اینکه درب دیگری را باز کند.
Das ist ewig wahr: wer nichts für andere tut, tut nichts für sich selbst.
این یک حقیقت جاودان است: آنکه هیچ جیز برای دیگری انجام نمیدهد، هیچ چیز برای خود انجام نمیدهد.
Mit dem Wissen von heute, hätte ich gestern andere Fehler gemacht.
با دانش امروز دیروز ممکن است اشتباهات دیگری انجام دهم.
Lerne Geduld haben mit fremden Fehlern; denn siehe, du hast auch viel an dir, was andere tragen müssen.
شکیبایی داشتن در مواجهه با خطاهای دیگران را یاد بگیر؛ آنگاه میبینی که تو هم بسیاری از آنها در خود داری که دیگران باید تحمل کنند.