شروع کردن
تأییدنشده
šoru' kardan[ʃo.ɹuːʔ kʰʲæɹ.d̪æn]
anbrechen فعل
فعل
- شروع کردنšoru' kardanشُروع کَردَن[ʃo.ɹuːʔ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ anbrechen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌbʁɛçn̩]
همهٔ صورتها
- angebrochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anbrechenمعلوم، مصدر، حال
- anzubrechenمعلوم، extended، مصدر
- anbrechendمعلوم، participle، حال
- angebrochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzubrechendergerundive، participle
- brich anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brecht anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- breche anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- breche anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anbrecheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anbrecheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brichst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- brechest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anbrichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anbrechestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bricht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- breche anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anbrichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anbrecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- brechen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- brechen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- anbrechenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- anbrechenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brecht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- brechet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anbrechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anbrechetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brechen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- brechen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anbrechenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- anbrechenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- brach anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bräche anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anbrachمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anbrächeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brachst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- brächest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- brächst anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anbrachstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anbrächestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anbrächstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brach anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bräche anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anbrachمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anbrächeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- brachen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- brächen anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anbrachenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anbrächenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bracht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- brächet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- brächt anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anbrachtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anbrächetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anbrächtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brachen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- brächen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anbrachenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anbrächenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzubrechendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- anzubrechendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubrechendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- anzubrechendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- anzubrechendegerundive، حالت نهادی، جمع
- anzubrechendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzubrechendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubrechendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzubrechendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzubrechendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzubrechendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzubrechendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubrechendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubrechendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها