فوت کردن
تأییدنشده
fowt kardan, fut kardan[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]
anblasen فعل
فعل
- فوت کردنfowt kardan, fut kardanفوت کَردَن[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باد زدنbâd zadanباد زَدَن[bɒ́ːd̪̥ zæ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ anblasen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌblaːzn̩]
همهٔ صورتها
- angeblasenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anblasenمعلوم، مصدر، حال
- anzublasenمعلوم، extended، مصدر
- anblasendمعلوم، participle، حال
- angeblasenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzublasendergerundive، participle
- blas anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blase anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blast anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- blase anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- blase anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anblaseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anblaseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bläst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- blasest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anblästمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anblasestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bläst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- blase anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anblästمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anblaseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- blasen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- blasen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- anblasenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- anblasenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- blast anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- blaset anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anblastمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anblasetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- blasen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- blasen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anblasenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- anblasenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- blies anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bliese anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anbliesمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anblieseمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bliesest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bliest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bliesest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anbliesestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anbliestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anbliesestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- blies anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bliese anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anbliesمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anblieseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- bliesen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- bliesen anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anbliesenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anbliesenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bliest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- blieset anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anbliestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anbliesetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bliesen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bliesen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anbliesenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anbliesenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzublasendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- anzublasendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzublasendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- anzublasendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- anzublasendegerundive، حالت نهادی، جمع
- anzublasendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzublasendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzublasendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzublasendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzublasendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzublasendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzublasendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzublasendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzublasendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها