فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فوت کردن

تأییدنشده

fowt kardan, fut kardan[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]

anblasen فعل

فعل

  • فوت کردنfowt kardan, fut kardanفوت کَردَن[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باد زدنbâd zadanباد زَدَن[bɒ́ːd̪̥ zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ anblasen

فعل

تلفظ
[ˈanˌblaːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angeblasenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anblasenمعلوم، مصدر، حال
  • anzublasenمعلوم، extended، مصدر
  • anblasendمعلوم، participle، حال
  • angeblasenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzublasendergerundive، participle
  • blas anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blase anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blast anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blase anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • blase anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anblaseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anblaseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bläst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blasest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anblästمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anblasestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bläst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • blase anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anblästمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anblaseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blasen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • blasen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • anblasenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • anblasenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blast anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blaset anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anblastمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anblasetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blasen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • blasen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anblasenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anblasenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blies anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bliese anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anbliesمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anblieseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliesest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bliest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bliesest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anbliesestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbliestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbliesestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blies anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bliese anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anbliesمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anblieseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bliesen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bliesen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anbliesenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anbliesenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blieset anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anbliestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anbliesetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliesen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bliesen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anbliesenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbliesenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzublasendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzublasendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzublasendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzublasendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzublasendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzublasendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzublasendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzublasendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzublasendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzublasendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzublasendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzublasendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzublasendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzublasendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها