فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عرضه کردن

تأییدنشده

anbieten فعل

فعل

  • عرضه کردنعَرضه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ anbieten

فعل

تلفظ
[ˈanˌbiːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angebotenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anbietenمعلوم، مصدر، حال
  • anzubietenمعلوم، extended، مصدر
  • anbietendمعلوم، participle، حال
  • angebotenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzubietendergerundive، participle
  • biet anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • biete anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bietet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • biete anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • biete anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anbieteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anbieteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bietest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bietest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anbietestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbietestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bietet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • biete anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anbietetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbieteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bieten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • bieten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • anbietenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • anbietenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bietet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bietet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anbietetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anbietetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bieten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bieten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anbietenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbietenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bot anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • böte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anbotمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anböteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • botest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • botst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bötest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anbotestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbotstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anbötestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bot anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • böte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anbotمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anböteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • boten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • böten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anbotenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anbötenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • botet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bötet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anbotetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anbötetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • boten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • böten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anbotenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anbötenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzubietendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzubietendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubietendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzubietendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzubietendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzubietendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzubietendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubietendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzubietendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzubietendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzubietendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzubietendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubietendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzubietendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Kannst du eine Lösung anbieten?

آیا می‌توانی یک راه حل پیشنهاد کنی؟

Was können wir den Gästen anbieten?

ما چه می‌توانیم به مهمانان تقدیم کنیم؟

darf ich Ihnen das anbieten

اجازه می دهید این را تعارفتان کنم

seinen Rücktritt anbieten

استعفای خودرا عرضه کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Espi (de #9398810), cojiluc (fa #12676663), tatoeba.org
  2. ۲: Sudajaengi (de #1009280), cojiluc (fa #6879593), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها