رفتن به محتوابه راه افتادن
تأییدنشده
anbahnen فعل
فعل
- به راه افتادنبِه راه اُفتادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شروع کردنšoru' kardanشُروع کَردَن[ʃo.ɹuːʔ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ anbahnen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌbaːnən]
همهٔ صورتها
- angebahntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzubahnenمعلوم، extended، مصدر
- anbahnendمعلوم، participle، حال
- angebahntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzubahnendergerundive، participle
- anzubahnendegerundive، participle
- bahn anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bahne anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- bahnt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- bahn anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- bahne anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- bahne anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anbahnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anbahneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anbahneمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bahnst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- bahnest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anbahnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anbahnestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bahnt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- bahne anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anbahntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anbahneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- bahnen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- bahnen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- bahnt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- bahnet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anbahntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anbahnetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bahnen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- bahnen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- bahnte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- bahnte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anbahnteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anbahnteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bahntest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bahntest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anbahntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anbahntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bahnte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- bahnte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anbahnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anbahnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- bahnten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- bahnten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anbahntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anbahntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bahntet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bahntet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anbahntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anbahntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bahnten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bahnten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anbahntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anbahntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzubahnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzubahnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubahnendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzubahnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzubahnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzubahnendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzubahnendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubahnendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzubahnendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها