به خودی خود
be xodi-ye xod[be xo.d̪i.je xod̪̥]
قید
- به خودی خود
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فینفسه
دستور زبانِ an sich
قید
مثالها
Die Menschen sind schlecht, sie denken an sich, nur ich denke an mich.
آدمها بد هستند، آنها به خودشان فکر میکنند، فقط من به خودم فکر میکنم.
Alles Menschliche ist an sich nur provisorisch.
همهٔ امورات انسانی به خودی خود موقتی هستند.
Wer an nichts glaubt, verzweifelt an sich selber.
کسی که به هیچ چیز باور ندارد، به خودش تردید دارد.
Wer zu früh Erfolg hat, fängt an, sich selbst zu kopieren.
کسی که زودتر از موقع موفقیت حاصل میکند، از خود تقلید کردن را آغاز میکند.
Nichts Hohes erreicht ein Künstler, der nicht an sich selber zweifelt.
هنرمندی که به خودش تردید نمیکند به هیچ مقام بلندی نائل نمیشود.
Der brave Mann denkt an sich selbst zuletzt.
یک مرد خوب آخر از همه به خودش فکر میکند.
Es gibt ein sicheres Zeichen der Selbsterkenntnis: Wenn man an sich selbst mehr Fehler bemerkt, als an anderen.
یک نشانهٔ مطمئن برای خودشناسی وجود دارد: هنگامی که آدم در خودش متوجه خطاهای بیشتری است تا در دیگران.
jem. an sich ziehen
کسی را جلو کشیدن
jeder denkt an sich zuerst
گربه برای رضای صاحبش موش نمی گیرد
kaum an sich halten können
بسختی خودرا بجا آوردن