فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به تناوب دگرگون شدن

تأییدنشده

alternieren فعل

فعل

  • به تناوب دگرگون شدنبه تَناوُب دِگَرگون شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوسان کردننَوَسان کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ alternieren

فعل

تلفظ
[altɐˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • alterniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • alternierendمعلوم، participle، حال
  • alterniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • alternierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • alterniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • alterniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • alterniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • alterniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • alternierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • alternierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • alterniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • alterniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • alterniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • alternieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • alternierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • alternierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • alterniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • alterniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • alternierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • alternierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • alterniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • alterniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • alterniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • alterniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • alterniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • alterniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها