همهچیز
hame-čiz
alles
۱Alles ging schief.
همه چیز اشتباه پیش رفت.
ضمیر
- همهچیز
- هر چیز
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- همه اش
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Alles hier ist mit Staub bedeckt.
همه چیز از گرد پوشیده است.
۳Alles scheint verworren.
همه چیز مبهم است.
۴Alles zu seiner Zeit.
هر چیزی به جاش.
۵Ich habe alles überprüft.
من همه را آزمودم.
۶Ich habe dir alles erzählt.
من همه را ماری شما بازگو کردم.
۷Ich habe alles aufgeschrieben.
من همه را یادداشت کردم.
۸Wenn du alles bezweifelst, bezweifle wenigstens auch deinen Zweifel.
اگر به هر چیز شک داری، حداقل به شک خود شک کن.
۹Alles was lediglich wahrscheinlich ist, ist wahrscheinlich falsch.
هر چیزی که صرفا محتمل است، احتمالا غلط است.
۱۰Alles Gute hat ein Ende.
همهٔ چیزهای خوب پایان دارند.
۱۱Unser Zeitalter muss lernen, dass nicht alles zu machen ist.
در زمانهٔ ما باید یاد گرفت که هر چیزی انجام شدنی نیست.