فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسلما

تأییدنشده

mosallaman[mo.sæl.læ.mǽn]

allemal قید

قید

  • مسلماmosallamanمُسَلَماً[mo.sæl.læ.mǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به هر حالبه هَر حالتأییدنشده

دستور زبانِ allemal

قید

تلفظ
[ˈaləˌmaːl], [aləˈmaːl]

مثال‌ها

Wer fragt, ist ein Narr für fünf Minuten, wer nicht fragt, bleibt es ein für allemal.

کسی که سؤال کند، پنج دقیقه نادان است، کسی که سؤال نکند برای همیشه نادان می‌ماند.

sie beendeten sein Werk ein für allemal

کارش را یکسره کردند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5218466), cojiluc (fa #8164887), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها