فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

احمق

تأییدنشده

ahmaġ[ʔæɦ.mǽɢ̥]

albern صفت

صفت

  • احمقahmaġاَحمَق[ʔæɦ.mǽɢ̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کودنkowdanکودَن(quirky or silly, often in a humorous manner)تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چرندčarandچِرَندتأییدنشده
  • بی‌مزهبی مَزهتأییدنشده
  • چرت و پرتčart-o-partچِرت و پِرتتأییدنشده
  • هر هر و کر کر خندیدنهِر هِر و کِر کِر خَندیدَن(gackern)تأییدنشده

دستور زبانِ albern

صفت

تلفظ
[ˈalbɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • albernerصفت تفضیلی
  • am albernstenصفت عالی
  • albernerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alberneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alberneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • albernenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • albernemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • albernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alberneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • albernesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • alberneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • alberneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alberneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alberneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • albernenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • albernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alberneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • alberneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • albernenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • albernerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • alberneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • albernesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • albernenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • albernenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • albernenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • albernenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • albernenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • albernenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • albernenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • alberneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • albernesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • albernenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • albernererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • albernereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • alberneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • albernereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • albernererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • albernererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • alberneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • albernererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • alberneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • albernerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • albernereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • alberneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • albernereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • albernereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • albernerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • albernereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • albernereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • albernerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • albernererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • albernereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • alberneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • albernerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • albernerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • albernereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • alberneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • albernerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • albernsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • albernsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • albernsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • albernsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • albernstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • albernstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • albernstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • albernstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • albernstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • albernstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • albernsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • albernstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • albernstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • alberndمعلوم، participle، حال
  • gealbertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • alberمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • albereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • albreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • albertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • alberمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • albereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • albreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • albereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • albreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • alberstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • alberstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • albertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • albereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • albreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • albertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • albertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • alberteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • alberteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • albertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • albertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • alberteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • alberteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • albertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • albertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • albertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • albertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • albertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • albertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها