فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دانشگاهی

akademisch صفت

صفت

  • دانشگاهیدانِشگاهی(belonging to an academy or other higher institution of learning)

دستور زبانِ akademisch

صفت

تلفظ
[akaˈdeːmɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • akademischصفت مطلق
  • akademischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • akademischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • akademischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • akademischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • akademischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • akademischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • akademischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • akademischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • akademischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • akademischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • akademischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • akademischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • akademischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • akademischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • akademischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • akademischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • akademischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Einen akademischen Titel kann man schnell bekommen, Erfahrung braucht Zeit.

یک عنوان دانشگاهی را می‌توان زود به دست آورد، اما تجربه به زمان احتیاج دارد.

einen akademischen Grad erwerben

درجهٔ علمی را اخذ کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6454664), cojiluc (fa #8282814), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها