پذیرفتن
تأییدنشده
paziroftan[pʰæ.ziː.ɹof.t̪ʰæn]
adoptieren فعل
فعل
- پذیرفتنpaziroftan[pʰæ.ziː.ɹof.t̪ʰæn](to take by choice into relationship, as, child, heir, friend, citizen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به فرزندی گرفتنبه فَرزَندی گِرِفتَنتأییدنشده
دستور زبانِ adoptieren
فعل
- تلفظ
- [adɔpˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- adoptiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- adoptierenمعلوم، مصدر، حال
- adoptierendمعلوم، participle، حال
- adoptiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- adoptierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- adoptiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- adoptiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- adoptiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- adoptiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- adoptierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- adoptierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- adoptiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- adoptiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- adoptierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- adoptierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- adoptiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- adoptieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- adoptierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- adoptierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- adoptierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- adoptierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- adoptiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- adoptiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- adoptierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- adoptierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- adoptiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- adoptiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- adoptiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- adoptiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- adoptiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- adoptiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها