فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شخم زدن

تأییدنشده

ackern فعل

فعل

  • شخم زدنشُخم زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شیار کردنشیار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ackern

فعل

تلفظ
[ˈakɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geackertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ackernمعلوم، مصدر، حال
  • ackerndمعلوم، participle، حال
  • geackertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ackerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ackereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ackreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ackertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ackerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ackereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ackreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ackereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ackreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ackerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ackerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ackertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ackereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ackreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ackernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • ackernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ackertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ackertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ackernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • ackernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ackerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ackerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ackertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ackertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ackerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ackerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ackertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ackertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ackertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ackertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ackertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ackertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ackerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • ackeretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • ackrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • ackretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها