فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مواظب چیزی بودن

تأییدنشده

achtgeben فعل

فعل

  • مواظب چیزی بودنمُواظِبِ چیزی بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ achtgeben

فعل

تلفظ
[ˈaxtˌɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • achtgegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • achtgebenمعلوم، مصدر، حال
  • achtzugebenمعلوم، extended، مصدر
  • achtgebendمعلوم، participle، حال
  • achtgegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gib achtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebt achtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebe achtمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gebe achtمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • achtgebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • achtgebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebest achtمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • achtgibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • achtgebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe achtمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • achtgibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • achtgebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben achtمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • geben achtمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • achtgebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • achtgebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gebt achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebet achtمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • achtgebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • achtgebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • geben achtمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • achtgebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • achtgebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gab achtمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gäbe achtمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • achtgabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • achtgäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gäbest achtمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst achtمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • achtgabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • achtgäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • achtgäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe achtمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • achtgabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • achtgäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben achtمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gäben achtمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • achtgabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • achtgäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gäbet achtمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt achtمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • achtgabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • achtgäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • achtgäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben achtمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gäben achtمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • achtgabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • achtgäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Gib acht, dass er dir nicht in den Rücken fällt!

مراقب نباشی از پشت به تو خنجر خواهد زد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #8860972), kuarash (fa #3839765), tatoeba.org
منابع و مجوزها