فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سر کیسه کردن

تأییدنشده

abzocken فعل

فعل

  • سر کیسه کردنسَر کیسه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ abzocken

فعل

تلفظ
[ˈapˌt͡sɔkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgezocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzockenمعلوم، مصدر، حال
  • abzuzockenمعلوم، extended، مصدر
  • abzockendمعلوم، participle، حال
  • abgezocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzuzockendergerundive، participle
  • abzuzockendegerundive، participle
  • zock abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zocke abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zockt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zocke abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • zocke abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abzockeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abzockeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zockst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zockest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abzockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abzockestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zocke abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abzocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zocken abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • zocken abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • abzockenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • abzockenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zocket abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abzocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abzocketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zocken abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • zocken abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abzockenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzockenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zockte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zockte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abzockteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abzockteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zocktest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zocktest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abzocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abzocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zockte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zockte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abzockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zockten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zockten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abzocktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abzocktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zocktet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zocktet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abzocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abzocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zockten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zockten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abzocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzuzockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzuzockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuzockendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzuzockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzuzockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzuzockendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzuzockendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuzockendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuzockendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها