رفتن به محتواسر کیسه کردن
تأییدنشده
abzocken فعل
فعل
- سر کیسه کردنسَر کیسه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ abzocken
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌt͡sɔkn̩]
همهٔ صورتها
- abgezocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzockenمعلوم، مصدر، حال
- abzuzockenمعلوم، extended، مصدر
- abzockendمعلوم، participle، حال
- abgezocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzuzockendergerundive، participle
- abzuzockendegerundive، participle
- zock abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zocke abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zockt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zocke abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- zocke abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abzockeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abzockeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zockst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- zockest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abzockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abzockestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- zocke abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abzocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abzockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zocken abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- zocken abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- abzockenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- abzockenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- zocket abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abzocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abzocketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zocken abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- zocken abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abzockenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- abzockenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zockte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zockte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abzockteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abzockteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zocktest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zocktest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abzocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abzocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zockte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zockte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abzockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abzockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zockten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- zockten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abzocktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abzocktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zocktet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zocktet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abzocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abzocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zockten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zockten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abzocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abzocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzuzockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuzockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuzockendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuzockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzuzockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzuzockendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuzockendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuzockendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuzockendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها