کم کردن
kam kardan[kʰʲǽm kʰʲæɹ.d̪æn]
abziehen فعل
فعل
- کم کردنkam kardanکَم کَردَن[kʰʲǽm kʰʲæɹ.d̪æn](subtract, to deduct)(Mathematik: subtrahieren)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تفریق کردنتَفریق کَردَن(Mathematik: subtrahieren)تأییدنشده
- منها کردن(Mathematik: subtrahieren)تأییدنشده
- عقبنشینی کردن(to withdraw military forces)تأییدنشده
- کلاشی کردن(to con or deceive)محاورهایتأییدنشده
دستور زبانِ abziehen
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌt͡siːən]
همهٔ صورتها
- abgezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzuziehenمعلوم، extended، مصدر
- abziehendمعلوم، participle، حال
- abgezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzuziehendergerundive، participle
- zieh abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ziehe abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zieht abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- ziehe abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- ziehe abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abzieheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abzieheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ziehst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- ziehest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abziehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zieht abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- ziehe abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- ziehen abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- ziehen abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zieht abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- ziehet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abziehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ziehen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- ziehen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zog abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zöge abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abzogمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abzögeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zogst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zögest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zögst abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zog abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zöge abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zogen abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- zögen abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abzogenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abzögenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zogt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zöget abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zögt abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zogen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zögen abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- abzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- abzuziehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- abzuziehendegerundive، حالت نهادی، جمع
- abzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuziehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzuziehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuziehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuziehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuziehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
du hast eine gute Schau abgezogen
تو که خوب معرکه کردی
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها