فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غایب بودن

تأییدنشده

abwesend sein
عبارت

مثال با abwesend sein

۱fehlen, abwesend sein

غیبت داشتن

تأییدنشده

عبارت

  • غایب بودنغایِب بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غیبت داشتنغِیبَت داشتَنتأییدنشده
  • مغیب بودنمُغَیِب بودَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱fehlen, abwesend sein

غیبت داشتن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها