فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صاف کردن

تأییدنشده

abtragen فعل

فعل

  • صاف کردنصاف کَردَن(Berg)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کهنه کردنکُهنه کَردَن(Schuhe)تأییدنشده

دستور زبانِ abtragen

فعل

تلفظ
[ˈapˌtʁaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • trügeاول‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abgetragenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzutragenمعلوم، extended، مصدر
  • abtragendمعلوم، participle، حال
  • abgetragenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzutragendergerundive، participle
  • trag abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trage abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tragt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trage abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • trage abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abtrageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abtrageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • trägst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tragest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abträgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abtragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • trägt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • trage abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abträgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abtrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tragen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • tragen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • tragt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • traget abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abtragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abtragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tragen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tragen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • trug abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • trüge abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abtrugمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abtrügeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trugst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • trügest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trügst abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abtrugstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abtrügestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abtrügstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trug abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • trüge abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abtrugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abtrügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • trugen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trügen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abtrugenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abtrügenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trugt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • trüget abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • trügt abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abtrugtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abtrügetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abtrügtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trugen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trügen abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abtrugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abtrügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzutragendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • abzutragendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzutragendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • abzutragendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • abzutragendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • abzutragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzutragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzutragendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzutragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzutragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzutragendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzutragendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzutragendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzutragendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها