فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شیرجه رفتن

تأییدنشده

abtauchen فعل

فعل

  • شیرجه رفتنشیرجه رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غوطه خوردنغوطه خوردَنتأییدنشده
  • با کله زیر آب رفتنبا کَله زیرِ آب رَفتَنتأییدنشده
  • در رفتنdar raftanدَر رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ abtauchen

فعل

تلفظ
[ˈapˌtaʊ̯xn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgetauchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzutauchenمعلوم، extended، مصدر
  • abtauchendمعلوم، participle، حال
  • abgetauchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tauch abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tauche abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • taucht abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tauche abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • tauche abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abtaucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abtaucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tauchst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tauchest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abtauchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abtauchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • taucht abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tauche abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abtauchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abtaucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tauchen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • tauchen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • taucht abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tauchet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abtauchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abtauchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tauchen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tauchen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tauchte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tauchte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abtauchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abtauchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tauchtest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abtauchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abtauchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tauchte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abtauchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abtauchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tauchten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tauchten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abtauchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abtauchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tauchtet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abtauchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abtauchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tauchten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tauchten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abtauchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abtauchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها