فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برگرفتن

تأییدنشده

abstammen فعل

فعل

  • برگرفتن(originate (from))تأییدنشده

دستور زبانِ abstammen

فعل

تلفظ
[ˈapˌʃtamən]
همهٔ صورت‌ها
  • abgestammtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzustammenمعلوم، extended، مصدر
  • abstammendمعلوم، participle، حال
  • abgestammtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stamm abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stamme abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stammt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stamm abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stamme abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stamme abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abstammمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abstammeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abstammeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stammst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stammest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abstammstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abstammestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stammt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stamme abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abstammtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abstammeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stammen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stammen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • stammt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stammet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abstammtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abstammetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stammen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stammen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stammte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stammte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abstammteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abstammteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stammtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stammtest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abstammtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abstammtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stammte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stammte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abstammteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abstammteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stammten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stammten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abstammtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abstammtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stammtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stammtet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abstammtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abstammtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stammten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stammten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abstammtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abstammtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها