فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رونویسی

abschreiben فعل

فعل

  • رونویسیرونِویسی
  • کپی کردنkopi kardan
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رونویسی کردنرو نِویسی کَردَنتأییدنشده
  • استنساخ کردناِستِنساخ کَردَنتأییدنشده
  • استهلاک کردناِستِهلاک کَردَن(amortisieren)تأییدنشده

دستور زبانِ abschreiben

فعل

تلفظ
[ˈapˌʃʁaɪ̯bn̩], [ˈapˌʃʁaɪ̯bm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgeschriebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzuschreibenمعلوم، extended، مصدر
  • abschreibendمعلوم، participle، حال
  • abgeschriebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzuschreibendergerundive، participle
  • schreib abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreibe abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreibt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schreibe abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schreibe abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abschreibeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abschreibeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreibest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abschreibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abschreibestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schreibe abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abschreibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abschreibeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schreiben abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schreiben abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schreibt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schreibet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abschreibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abschreibetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreiben abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schreiben abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schrieb abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schriebe abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abschriebمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abschriebeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schriebst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schriebest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abschriebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abschriebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schrieb abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schriebe abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abschriebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abschriebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schrieben abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schrieben abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abschriebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abschriebenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schriebt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schriebet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abschriebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abschriebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schrieben abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schrieben abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abschriebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abschriebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzuschreibendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • abzuschreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuschreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • abzuschreibendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • abzuschreibendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • abzuschreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzuschreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuschreibendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzuschreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzuschreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzuschreibendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzuschreibendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuschreibendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzuschreibendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها