رفتن به محتوامز مزه کردن
تأییدنشده
abschmecken فعل
فعل
- مز مزه کردنمَز مَزه کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مزه چیزی را چشیدنمَزه چیزی را چِشیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ abschmecken
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌʃmɛkn̩], [ˈapˌʃmɛkŋ̩]
همهٔ صورتها
- abgeschmecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abschmeckenمعلوم، مصدر، حال
- abzuschmeckenمعلوم، extended، مصدر
- abschmeckendمعلوم، participle، حال
- abgeschmecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzuschmeckendergerundive، participle
- abzuschmeckendegerundive، participle
- schmeck abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schmecke abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schmeckt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schmecke abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- schmecke abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abschmeckeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abschmeckeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schmeckst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- schmeckest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abschmeckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abschmeckestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schmeckt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schmecke abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abschmecktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abschmeckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schmecken abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- schmecken abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- abschmeckenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- abschmeckenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schmeckt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- schmecket abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abschmecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abschmecketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schmecken abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- schmecken abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abschmeckenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- abschmeckenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schmeckte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schmeckte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abschmeckteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abschmeckteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schmecktest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schmecktest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abschmecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abschmecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schmeckte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schmeckte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abschmeckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abschmeckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- schmeckten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- schmeckten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abschmecktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abschmecktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schmecktet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schmecktet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abschmecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abschmecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schmeckten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schmeckten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abschmecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abschmecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzuschmeckendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuschmeckendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuschmeckendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuschmeckendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzuschmeckendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzuschmeckendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuschmeckendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuschmeckendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuschmeckendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها