رفتن به محتواتخلیه هیجانی
تأییدنشده
abreagieren فعل
فعل
- تخلیه هیجانیتَخلیه هَیَجانیتأییدنشده
دستور زبانِ abreagieren
فعل
- تلفظ
- [ˈapʁeaˌɡiːʁən]
همهٔ صورتها
- abreagiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzureagierenمعلوم، extended، مصدر
- abreagierendمعلوم، participle، حال
- abreagiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzureagierendergerundive، participle
- abzureagierendegerundive، participle
- reagier abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- reagiere abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- reagiert abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- reagiere abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- reagiere abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abreagiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abreagiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reagierst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- reagierest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abreagierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abreagierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reagiert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- reagiere abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abreagiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abreagiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- reagieren abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- reagieren abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- reagiert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- reagieret abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abreagiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abreagieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- reagieren abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- reagieren abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- reagierte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- reagierte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abreagierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abreagierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reagiertest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- reagiertest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abreagiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abreagiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reagierte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- reagierte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abreagierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abreagierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- reagierten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- reagierten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abreagiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abreagiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reagiertet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- reagiertet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abreagiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abreagiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- reagierten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- reagierten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abreagiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abreagiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzureagierendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzureagierendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzureagierendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzureagierendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzureagierendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzureagierendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzureagierendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzureagierendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzureagierendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها