رفتن به محتواخارج شدن
تأییدنشده
abmelden فعل
فعل
- خارج شدنخارِج شُدَن(to exit an account in a computing system)تأییدنشده
دستور زبانِ abmelden
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌmɛldn̩]
همهٔ صورتها
- abgemeldetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzumeldenمعلوم، extended، مصدر
- abmeldendمعلوم، participle، حال
- abgemeldetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzumeldendergerundive، participle
- abzumeldendegerundive، participle
- melde abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- meld abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- meldet abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- melde abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- melde abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abmeldeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abmeldeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- meldest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- meldest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abmeldestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abmeldestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- meldet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- melde abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abmeldetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abmeldeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- melden abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- melden abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- meldet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- meldet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abmeldetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abmeldetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- melden abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- melden abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- meldete abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- meldete abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abmeldeteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abmeldeteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- meldetest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- meldetest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abmeldetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abmeldetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- meldete abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- meldete abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abmeldeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abmeldeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- meldeten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- meldeten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abmeldetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abmeldetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- meldetet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- meldetet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abmeldetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abmeldetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- meldeten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- meldeten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abmeldetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abmeldetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzumeldendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzumeldendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzumeldendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzumeldendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzumeldendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzumeldendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzumeldendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzumeldendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzumeldendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها