فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خارج شدن

تأییدنشده

abmelden فعل

فعل

  • خارج شدنخارِج شُدَن(to exit an account in a computing system)تأییدنشده

دستور زبانِ abmelden

فعل

تلفظ
[ˈapˌmɛldn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgemeldetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzumeldenمعلوم، extended، مصدر
  • abmeldendمعلوم، participle، حال
  • abgemeldetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzumeldendergerundive، participle
  • abzumeldendegerundive، participle
  • melde abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meld abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meldet abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • melde abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • melde abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abmeldeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abmeldeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • meldest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • meldest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abmeldestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abmeldestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • meldet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • melde abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abmeldetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abmeldeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • melden abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • melden abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • meldet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • meldet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abmeldetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abmeldetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • melden abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • melden abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • meldete abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • meldete abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abmeldeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abmeldeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • meldetest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • meldetest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abmeldetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abmeldetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • meldete abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • meldete abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abmeldeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abmeldeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • meldeten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • meldeten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abmeldetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abmeldetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • meldetet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • meldetet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abmeldetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abmeldetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • meldeten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • meldeten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abmeldetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abmeldetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzumeldendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzumeldendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzumeldendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzumeldendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzumeldendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzumeldendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzumeldendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzumeldendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzumeldendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها