رفتن به محتواایصال کردن
تأییدنشده
abliefern فعل
فعل
- ایصال کردنایصال کَردَن(z.B. Geld)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رساندنrasândanرِساندَن[ɹæ.sɒːn̪.d̪æn](to bring or transport something to its destination)تأییدنشده
دستور زبانِ abliefern
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌliːfɐn]
همهٔ صورتها
- abgeliefertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzuliefernمعلوم، extended، مصدر
- ablieferndمعلوم، participle، حال
- abgeliefertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzulieferndergerundive، participle
- abzulieferndegerundive، participle
- liefer abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- liefere abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- liefre abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- liefert abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- liefer abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- liefere abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- liefre abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- liefere abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- liefre abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ablieferمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abliefereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abliefreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abliefereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- abliefreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lieferst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- lieferst abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ablieferstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ablieferstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- liefert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- liefere abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- liefre abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abliefertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abliefereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- abliefreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- liefern abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- liefern abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- liefert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- liefert abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abliefertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abliefertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- liefern abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- liefern abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- lieferte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- lieferte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ablieferteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ablieferteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- liefertest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- liefertest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abliefertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abliefertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lieferte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- lieferte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ablieferteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ablieferteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- lieferten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- lieferten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abliefertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abliefertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- liefertet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- liefertet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abliefertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abliefertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lieferten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- lieferten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abliefertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abliefertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzulieferndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzulieferndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzulieferndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzulieferndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzulieferndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzulieferndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzulieferndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzulieferndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzulieferndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها