فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ایصال کردن

تأییدنشده

abliefern فعل

فعل

  • ایصال کردنایصال کَردَن(z.B. Geld)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رساندنrasândanرِساندَن[ɹæ.sɒːn̪.d̪æn](to bring or transport something to its destination)تأییدنشده

دستور زبانِ abliefern

فعل

تلفظ
[ˈapˌliːfɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • abgeliefertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzuliefernمعلوم، extended، مصدر
  • ablieferndمعلوم، participle، حال
  • abgeliefertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzulieferndergerundive، participle
  • abzulieferndegerundive، participle
  • liefer abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liefere abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liefre abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liefert abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liefer abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • liefere abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • liefre abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • liefere abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liefre abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ablieferمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abliefereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abliefreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abliefereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • abliefreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lieferst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lieferst abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ablieferstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ablieferstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • liefert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • liefere abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liefre abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abliefertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abliefereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abliefreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liefern abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • liefern abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • liefert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liefert abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abliefertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abliefertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • liefern abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • liefern abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lieferte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lieferte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ablieferteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ablieferteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefertest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liefertest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abliefertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abliefertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieferte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lieferte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ablieferteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ablieferteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lieferten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lieferten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abliefertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abliefertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefertet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liefertet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abliefertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abliefertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieferten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lieferten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abliefertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abliefertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzulieferndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzulieferndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzulieferndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzulieferndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzulieferndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzulieferndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzulieferndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzulieferndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzulieferndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها