فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بتدریج خاموش شدن

تأییدنشده

abklingen فعل

فعل

  • بتدریج خاموش شدنبِتَدریج خاموش شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرو نشستنفُرو نِشَستَنتأییدنشده
  • آرام شدنآرام شُدَن(von Schmerzen)تأییدنشده
  • خاموش شدنخاموش شُدَن(von Schmerzen)تأییدنشده

دستور زبانِ abklingen

فعل

تلفظ
[ˈapˌklɪŋən]
همهٔ صورت‌ها
  • abgeklungenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abklingenمعلوم، مصدر، حال
  • abzuklingenمعلوم، extended، مصدر
  • abklingendمعلوم، participle، حال
  • abgeklungenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kling abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klinge abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klingt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klinge abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • klinge abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abklingeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abklingeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klingst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klingest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abklingstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abklingestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klingt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klinge abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abklingtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abklingeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • klingen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • klingen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • abklingenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • abklingenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klingt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klinget abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abklingtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abklingetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klingen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • klingen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abklingenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abklingenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • klang abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klänge abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abklangمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abklängeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klangst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klängest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klängst abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abklangstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abklängestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abklängstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klang abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klänge abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abklangمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abklängeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • klangen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klängen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abklangenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abklängenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klangt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klänget abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klängt abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abklangtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abklängetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abklängtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klangen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klängen abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abklangenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abklängenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها