رفتن به محتواتلاقی کردن
تأییدنشده
abgelten فعل
فعل
- تلاقی کردنتَلاقی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پاداش دادنپاداش دادَنتأییدنشده
- تصفیه کردنتَصفیه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ abgelten
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌɡɛltn̩]
همهٔ صورتها
- abgegoltenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzugeltenمعلوم، extended، مصدر
- abgeltendمعلوم، participle، حال
- abgegoltenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzugeltendergerundive، participle
- gilt abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- geltet abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gelte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- gelte abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abgelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abgelteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- giltst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- geltest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abgiltstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abgeltestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gilt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- gelte abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abgiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abgelteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- gelten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- gelten abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- geltet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- geltet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abgeltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abgeltetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gelten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- gelten abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- galt abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gälte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gölte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abgaltمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abgälteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abgölteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- galtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- galtst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gältest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- göltest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abgaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abgaltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abgältestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abgöltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- galt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gälte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gölte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abgaltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abgälteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abgölteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- galten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- gälten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- gölten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abgaltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abgältenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abgöltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- galtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gältet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- göltet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abgaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abgältetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abgöltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- galten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gälten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gölten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abgaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abgältenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abgöltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzugeltendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- abzugeltendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzugeltendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- abzugeltendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- abzugeltendegerundive، حالت نهادی، جمع
- abzugeltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzugeltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzugeltendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzugeltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzugeltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzugeltendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzugeltendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzugeltendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzugeltendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها