فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلاقی کردن

تأییدنشده

abgelten فعل

فعل

  • تلاقی کردنتَلاقی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پاداش دادنپاداش دادَنتأییدنشده
  • تصفیه کردنتَصفیه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ abgelten

فعل

تلفظ
[ˈapˌɡɛltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgegoltenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzugeltenمعلوم، extended، مصدر
  • abgeltendمعلوم، participle، حال
  • abgegoltenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzugeltendergerundive، participle
  • gilt abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geltet abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gelte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gelte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abgelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abgelteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • giltst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geltest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abgiltstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abgeltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gilt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gelte abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abgiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abgelteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gelten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • gelten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • geltet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • geltet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abgeltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abgeltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gelten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gelten abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • galt abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gälte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gölte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abgaltمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abgälteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abgölteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • galtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • galtst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gältest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • göltest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abgaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abgaltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abgältestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abgöltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • galt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gälte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gölte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abgaltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abgälteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abgölteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • galten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gälten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gölten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abgaltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abgältenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abgöltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • galtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gältet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • göltet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abgaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abgältetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abgöltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • galten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gälten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gölten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abgaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abgältenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abgöltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzugeltendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • abzugeltendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzugeltendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • abzugeltendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • abzugeltendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • abzugeltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzugeltendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzugeltendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzugeltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzugeltendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzugeltendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzugeltendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzugeltendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzugeltendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها