فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سؤال کردن

تأییدنشده

so'âl kardan[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn]

abfragen فعل

فعل

  • سؤال کردنso'âl kardanسؤال کَردَن[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امتحان دادناِمتِحان دادَن(prüfen)تأییدنشده

دستور زبانِ abfragen

فعل

تلفظ
[ˈapˌfʁaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgefragtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzufragenمعلوم، extended، مصدر
  • abfragendمعلوم، participle، حال
  • abgefragtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzufragendergerundive، participle
  • abzufragendegerundive، participle
  • frag abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • frage abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fraget abمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • frage abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • frage abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abfrageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abfrageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fragst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragest abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abfragstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abfragestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abfragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fragt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fraget abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • frage abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abfragtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfragetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fragen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fragen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fragt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fraget abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fraget abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abfragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abfragetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abfragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fragen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fragen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fragte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fragete abمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fragte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fragete abمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abfragteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abfrageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abfragteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abfrageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fragetest abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fragtest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fragetest abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abfragtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abfragetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abfragtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abfragetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fragete abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fragte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fragete abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abfragteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfrageteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfragteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfrageteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fragten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • frageten abمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fragten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • frageten abمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abfragtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abfragetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abfragtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abfragetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fragetet abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fragtet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fragetet abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abfragtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abfragetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abfragtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abfragetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fragten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • frageten abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fragten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • frageten abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abfragtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfragetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfragtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfragetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzufragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzufragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzufragendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzufragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzufragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzufragendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzufragendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzufragendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzufragendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • frug abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، regional، مفرد
  • frugen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، regional
  • frugst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، regional، مفرد
  • frugt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، regional
منابع و ارجاع‌ها