سؤال کردن
تأییدنشده
so'âl kardan[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn]
abfragen فعل
فعل
- سؤال کردنso'âl kardanسؤال کَردَن[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- امتحان دادناِمتِحان دادَن(prüfen)تأییدنشده
دستور زبانِ abfragen
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌfʁaːɡn̩]
همهٔ صورتها
- abgefragtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzufragenمعلوم، extended، مصدر
- abfragendمعلوم، participle، حال
- abgefragtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzufragendergerundive، participle
- abzufragendegerundive، participle
- frag abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- frage abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fragt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fraget abمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- frage abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- frage abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abfrageمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abfrageمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fragst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fragest abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- fragest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abfragstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abfragestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abfragestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fragt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- fraget abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- frage abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abfragtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abfragetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abfrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fragen abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fragen abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- fragt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fraget abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fraget abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abfragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abfragetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abfragetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fragen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fragen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fragte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fragete abمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fragte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fragete abمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abfragteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abfrageteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abfragteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abfrageteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fragtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fragetest abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fragtest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fragetest abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abfragtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abfragetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abfragtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abfragetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fragte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fragete abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fragte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fragete abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abfragteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abfrageteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abfragteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abfrageteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fragten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- frageten abمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- fragten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- frageten abمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abfragtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abfragetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abfragtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abfragetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fragtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fragetet abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fragtet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- fragetet abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abfragtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abfragetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abfragtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- abfragetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fragten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- frageten abمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fragten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- frageten abمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abfragtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abfragetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abfragtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abfragetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzufragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzufragendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzufragendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzufragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzufragendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzufragendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzufragendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzufragendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzufragendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
- frug abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، regional، مفرد
- frugen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، regional
- frugst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، regional، مفرد
- frugt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، regional
منابع و ارجاعها