فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افتادن

تأییدنشده

oftâdan[ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn][ʔæf.t̪ʰɒː.d̪ǽn]

abfallen فعل

فعل

  • افتادنoftâdanاُفتادَن[ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn][ʔæf.t̪ʰɒː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تنزل کردنتَنَزُل کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ abfallen

فعل

تلفظ
[ˈapˌfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • abgefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzufallenمعلوم، extended، مصدر
  • abfallendمعلوم، participle، حال
  • abgefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fall abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falle abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falle abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • falle abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abfalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abfalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abfällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abfallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falle abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fallen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fallen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fallt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fallet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abfalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abfalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fallen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fallen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fiel abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fiele abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abfielمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abfieleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fielest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abfielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abfielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fiel abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fiele abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fielen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fielen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abfielenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abfielenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fielet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abfieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abfieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fielen abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها