رفتن به محتوادستگیر کردن
تأییدنشده
dastgir kardan
abführen فعل
فعل
- دستگیر کردنdastgir kardanدَستگیر کَردَن(festnehmen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- واریز کردنواریز کَردَن(z.B. Geld überweisen)تأییدنشده
دستور زبانِ abführen
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌfyːʁən]
همهٔ صورتها
- abgeführtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abführenمعلوم، مصدر، حال
- abzuführenمعلوم، extended، مصدر
- abführendمعلوم، participle، حال
- abgeführtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzuführendergerundive، participle
- abzuführendegerundive، participle
- führ abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- führe abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- führt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- führe abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- führe abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abführeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abführeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- führest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abführstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abführestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- führe abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abführtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abführeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- führen abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- führen abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- abführenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- abführenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- führet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abführtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abführetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- führen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abführenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- abführenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- führte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- führte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abführteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abführteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führtest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- führtest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abführtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abführtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- führte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abführteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abführteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- führten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- führten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abführtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abführtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führtet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- führtet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abführtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abführtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- führten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abführtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abführtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzuführendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuführendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuführendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuführendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzuführendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzuführendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzuführendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuführendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzuführendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها