اما
ammâ[ʔǽm.mɒː]
۱Verzeih, aber vergiss nicht.
ببخش، اما فراموش نکن.
حرف ربط
- اما
- ولی
قید
- با این حال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فقط
- مگر
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بل
- لکین
دستور زبانِ aber
قید
- تلفظ
- [ˈaːbɐ]
حرف ربط
- تلفظ
- [ˈaːbɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Holz schwimmt, aber Eisen sinkt nach unten.
چوب شناور میشود، اما آهن غرق میشود.
۳Ich gehe langsam, aber ich gehe nie zurück.
من آهسته میروم، اما هرگز برنمیگردم.
۴Das bleibt aber unter uns.
بین خودمون بمونه.
۵Ochsen gehen langsam, ziehen aber gut.
گاوها آهسته میروند، اما خوب بار میکشند.
۶Der Philosoph sucht Antworten, aber er findet nur Fragen.
فیلسوف جوابها را میجوید، اما فقط سؤالات را مییابد.
۷Das Amt macht wohl satt, aber nicht klug.
مقام آدم را کاملا سیر میکند اما عاقل نمیکند.
۸Süße Zunge, aber hartes Herz.
چرب زبان، اما سنگدل.
۹Der Philosoph sucht Antworten, aber er findet nur Fragen.
حکیم جوابها را میجوید، اما فقط سؤالات را مییابد.
۱۰Der Krieg ist gewonnen - aber nicht der Friede.
جنگ برنده شد، اما صلح نه.
۱۱Fehler sind nützlich, aber nur, wenn man sie schnell findet.
اشتباهات مفید هستند، اما فقط وقتی زود پیدا شوند.