بجز
۱Er ist sehr sparsam, aber nicht geizig.
او بسیار صرفهجو است، اما نه خسیس.
حرف ربط
- بجز
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مگر
مثالها
۲Schaden macht zwar klug, aber nicht reich.
با وجود اینکه زیان آدم را دانا میکند، اما ثروتمند نمیکند.
۳Menschen werden plötzlich reich, aber nicht plötzlich gut.
آدمها ناگهان ثروتمند میشوند، اما ناگهان خوب نه.
۱Er ist sehr sparsam, aber nicht geizig.
او بسیار صرفهجو است، اما نه خسیس.
۴Ein Witz ist das Salz in der Rede, aber nicht die Rede selbst.
مزاح، نمک سخن است، اما خود سخن نیست.
۵Du kannst seine Leiche waschen, aber nicht seine Sünde.
تو میتوانی جسدش را بشویی، اما گناهش را نه.
۶Mit der Lüge kommt man durch die ganze Welt, aber nicht mehr zurück.
با دروغ میتوان دور کل دنیا چرخید، اما دیگر نمیتوان بازگشت.
۷Arbeit ist schwer. Aber nicht arbeiten, das ist die Hölle.
کار سخت است. اما کار نکردن جهنم است.
۸Moderne Journalisten erkennt man daran, dass sie schreiben können, aber nicht denken.
روزنامهنگاران مدرن را از آنجا میتوان شناخت که میتوانند بنویسند، اما نمیتوانند فکر کنند.
۹Alter macht zwar immer weiß, aber nicht immer weise.
درست است که پیری ریش آدم را سفید میکند اما همیشه آدم را ریشسفید نمیکند.
۱۰Man kann schlauer sein als ein anderer, aber nicht schlauer als alle anderen.
آدم میتواند از یک نفر دیگر باهوشتر باشد، اما نمیتواند از همه باهوشتر باشد.