اما
ammâ[ʔǽm.mɒː]
۱Verzeih, aber vergiss nicht.
ببخش، اما فراموش نکن.
حرف ربط
- اما
- ولی
قید
- با این حال
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- فقط
- مگر
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- بل
- لکین
دستور زبان aber
قید
- خوانش
- [ˈaːbɐ]
حرف ربط
- خوانش
- [ˈaːbɐ]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Jeder zeigt Mitleid, aber Brot gibt keiner.
هر کس همدردی نشان میدهد، اما هیچکس نان نمیدهد.
۳Ein Freund ist jemand, der alles über dich weiß, dich aber noch schätzt.
دوست آن است که دربارهٔ تو همه چیز را میداند، اما با این حال از تو پشتیبانی میکند.
۴Menschen irren, aber nur große Menschen erkennen ihren Irrtum.
انسانها خطا میکنند، اما فقط بزرگ مردان به خطاهایشان اعتراف میکنند.
۵Lieber langsam, aber sicher.
آهسته، اما مطمئن.
۶Geduld ist bitter, aber ihre Früchte sind süß.
صبر تلخ است، اما میوهٔ آن شیرین است.
۷Die Rosen verblühen, aber die Dornen bleiben.
رزها پژمرده میشوند، اما خارها میمانند.
۸Vertraue Allah - aber binde Dein Kamel an.
به خدا توکل کن - اما شترت را ببند.
۹Niemand ist perfekt, aber jeder einzigartig.
هیچکس کامل نیست، اما هرکس منحصر به فرد است.
۱۰Er ist zwar jung, aber schlau.
او با وجود جوان بودن، زیرک است.
۱۱Sie lernt leicht, aber vergisst schnell.
او آسان یاد میگیرد، اما زود فراموش میکند.