اما
ammâ[ʔǽm.mɒː]
۱Verzeih, aber vergiss nicht.
ببخش، اما فراموش نکن.
حرف ربط
- اما
- ولی
قید
- با این حال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فقط
- مگر
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بل
- لکین
دستور زبانِ aber
قید
- تلفظ
- [ˈaːbɐ]
حرف ربط
- تلفظ
- [ˈaːbɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der Strauß hat Flügel, kann aber nicht fliegen.
شترمرغ بال دارد، اما نمیتواند پرواز کند.
۳Ich bin kein Vogel, aber ich wäre gern einer.
من پرنده نیستم، ولی دوست داشتم میبودم.
۴Nicht immer, aber immer öfter.
نه همیشه، اما اغلب همیشه.
۵Alle Menschen haben das gleiche Recht zu denken, aber die wenigsten machen Gebrauch davon.
همهٔ آدمها برای اندیشیدن حق یکسان دارند، اما فقط اندکی از آن بهره میبرند.
۶Ich höre zu, aber ich höre nichts.
من گوش میکنم، اما هیچ نمیشوم.
۷Lehre tut viel, aber Aufmunterung tut alles.
تعلیم خیلی چیزها را انجام میدهد، اما تشویق همه چیز را انجام میدهد.
۸Ein einziger Gott, aber zahlreiche Religionen.
یک خدای یکتا، اما ادیان متعدد.
۹Jeder Mensch kann irren, aber Dummköpfe verharren im Irrtum!
هر انسانی میتواند خطا کند، اما فقط احمقان به خطا اصرار میکنند.
۱۰Aber deine Funktion ist nicht Lipschitz-stetig!
اما این تابع پیوستهٔ لیپشیتس نیست.
۱۱Schnee ist weiß, aber Ruß ist schwarz.
برف سفید است، اما دوده سیاه است.