اما
ammâ[ʔǽm.mɒː]
۱Verzeih, aber vergiss nicht.
ببخش، اما فراموش نکن.
حرف ربط
- اما
- ولی
قید
- با این حال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فقط
- مگر
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بل
- لکین
دستور زبانِ aber
قید
- تلفظ
- [ˈaːbɐ]
حرف ربط
- تلفظ
- [ˈaːbɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Die Methode war roh, aber sehr effektiv.
روش خام اما بسیار مؤثر بود.
۳Mein Körper ist alt, aber mein Geist ist jung.
بدنم پیر است، اما روحم جوان است.
۴Das Pferd stirbt, aber der Sattel bleibt.
اسب میمیرد، اما زین میماند.
۵Lass es wenig sein, aber lass es gut sein.
بگذار کم باشد، اما بگذار خوب باشد.
۶Ein Pferd ohne Reiter ist immer noch ein Pferd, aber ein Reiter ohne Pferd ist nur ein Mensch.
یک اسب بدون راکب همیشه یک اسب است، اما یک راکب بدون اسب فقط یک آدم است.
۱Verzeih, aber vergiss nicht.
ببخش، اما فراموش نکن.
۷Die Strafe hasst man, aber die Sünde liebt man.
از عذاب متنفریم اما گناه را دوست داریم.
۸Die Revolution ist gut, aber die Revolutionäre.
انقلاب خوب است، اما نه انقلابیون.
۹Ich liebe den Verrat, aber ich hasse Verräter.
من خیانت را دوست دارم، اما از خائن متنفرم.
۱۰Gold liegt tief im Berge, aber der Kot am Wege.
طلا در اعماق کوهها قرار دارد، اما گه در راهها.