رفتن به محتواانحراف کردن
تأییدنشده
abdriften فعل
فعل
- انحراف کردناِنحِراف کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- منحرف شدنمُنحَرِف شُدَنتأییدنشده
دستور زبانِ abdriften
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌdʁɪftn̩]
همهٔ صورتها
- abgedriftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abdriftenمعلوم، مصدر، حال
- abzudriftenمعلوم، extended، مصدر
- abdriftendمعلوم، participle، حال
- abgedriftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- drifte abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- drift abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- driftet abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- drifte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- drifte abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abdrifteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abdrifteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- driftest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- driftest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abdriftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abdriftestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- driftet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- drifte abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abdriftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abdrifteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- driften abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- driften abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- abdriftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- abdriftenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- driftet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- driftet abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abdriftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abdriftetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- driften abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- driften abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abdriftenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- abdriftenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- driftete abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- driftete abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abdrifteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abdrifteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- driftetest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- driftetest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abdriftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abdriftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- driftete abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- driftete abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abdrifteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abdrifteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- drifteten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- drifteten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abdriftetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abdriftetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- driftetet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- driftetet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abdriftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abdriftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drifteten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- drifteten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abdriftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abdriftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها