فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باز کردن

تأییدنشده

bâz kardan[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn]

abdocken فعل

فعل

  • باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn](intransitiv, Raumfahrt: sich von einem Raumschiff oder einer Raumstation lösen)تأییدنشده

دستور زبانِ abdocken

فعل

تلفظ
[ˈapˌdɔkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgedocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzudockenمعلوم، extended، مصدر
  • abdockendمعلوم، participle، حال
  • abgedocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzudockendergerundive، participle
  • abzudockendegerundive، participle
  • dock abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • docke abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dockt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • docke abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • docke abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abdockeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abdockeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dockst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dockest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abdockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abdockestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • docke abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abdocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abdockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • docken abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • docken abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • docket abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abdocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abdocketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • docken abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • docken abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dockte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dockte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abdockteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abdockteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • docktest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • docktest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abdocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abdocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dockte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dockte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abdockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abdockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dockten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dockten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abdocktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abdocktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • docktet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • docktet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abdocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abdocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dockten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dockten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abdocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abdocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzudockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzudockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzudockendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzudockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzudockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzudockendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzudockendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzudockendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzudockendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها