باز کردن
تأییدنشده
bâz kardan[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn]
abdocken فعل
فعل
- باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn](intransitiv, Raumfahrt: sich von einem Raumschiff oder einer Raumstation lösen)تأییدنشده
دستور زبانِ abdocken
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌdɔkn̩]
همهٔ صورتها
- abgedocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzudockenمعلوم، extended، مصدر
- abdockendمعلوم، participle، حال
- abgedocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzudockendergerundive، participle
- abzudockendegerundive، participle
- dock abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- docke abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dockt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- docke abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- docke abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abdockeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abdockeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- dockst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- dockest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abdockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abdockestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- dockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- docke abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abdocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abdockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- docken abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- docken abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- dockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- docket abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abdocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abdocketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- docken abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- docken abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- dockte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- dockte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abdockteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abdockteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- docktest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- docktest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abdocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abdocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- dockte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- dockte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abdockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abdockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- dockten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- dockten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abdocktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abdocktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- docktet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- docktet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abdocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abdocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- dockten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- dockten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abdocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abdocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzudockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzudockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzudockendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzudockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzudockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzudockendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzudockendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzudockendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzudockendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها