فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بند آوردن

تأییدنشده

abblocken فعل

فعل

  • بند آوردنبَند آوَردَن(blockieren)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سد کردن چیزیسَد کَردَنِ چیزی(blockieren)تأییدنشده
  • قطع کردنqat' kardanقَطع کَردَن[qæt̪ʰʔ kʰʲæɹ.d̪ǽn](blockieren)تأییدنشده
  • مسدود کردنمَسدود کَردَن(blockieren)تأییدنشده

دستور زبانِ abblocken

فعل

تلفظ
[ˈapˌblɔkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgeblocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzublockenمعلوم، extended، مصدر
  • abblockendمعلوم، participle، حال
  • abgeblocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzublockendergerundive، participle
  • abzublockendegerundive، participle
  • block abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blocke abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blockt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blocke abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • blocke abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abblockeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abblockeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blockst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blockest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abblockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abblockestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • blocke abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abblocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abblockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blocken abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • blocken abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • blockt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blocket abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abblocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abblocketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blocken abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • blocken abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blockte abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • blockte abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abblockteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abblockteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blocktest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • blocktest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abblocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abblocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blockte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • blockte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abblockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abblockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blockten abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • blockten abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abblocktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abblocktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blocktet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blocktet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abblocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abblocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blockten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • blockten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abblocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abblocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzublockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzublockendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzublockendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzublockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzublockendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzublockendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzublockendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzublockendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzublockendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها