فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیچیدن

تأییدنشده

pičidan[pʰiː.t͡ʃʰíː.d̪æn]

abbiegen فعل

فعل

  • پیچیدنpičidanپیچیدَن[pʰiː.t͡ʃʰíː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ abbiegen

فعل

تلفظ
[ˈapˌbiːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • abgebogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • abzubiegenمعلوم، extended، مصدر
  • abbiegendمعلوم، participle، حال
  • abgebogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • abzubiegendergerundive، participle
  • bieg abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • biege abمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • biegt abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • biege abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • biege abمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abbiegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • abbiegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • biegst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • biegest abمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • abbiegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abbiegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • biegt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • biege abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • abbiegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abbiegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • biegen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • biegen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • biegt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bieget abمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • abbiegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abbiegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • biegen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • biegen abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bog abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • böge abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abbogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • abbögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bogst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bögest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bögst abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • abbogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • abbögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abbögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bog abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • böge abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abbogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abbögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bogen abمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bögen abمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • abbogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • abbögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bogt abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • böget abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bögt abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • abbogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • abbögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • abbögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bogen abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bögen abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • abbogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abbögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • abzubiegendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • abzubiegendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzubiegendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • abzubiegendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • abzubiegendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • abzubiegendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzubiegendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzubiegendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzubiegendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • abzubiegendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • abzubiegendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • abzubiegendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzubiegendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • abzubiegendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Abbiegen nach links verboten

گردش به چپ ممنوع است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها