رفتن به محتوادانه کردن
تأییدنشده
abbeeren فعل
فعل
- دانه کردندانه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ abbeeren
فعل
- تلفظ
- [ˈapˌbeːʁən]
همهٔ صورتها
- abgebeertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- abzubeerenمعلوم، extended، مصدر
- abbeerendمعلوم، participle، حال
- abgebeertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- abzubeerendergerundive، participle
- abzubeerendegerundive، participle
- beer abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beere abمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- beert abمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- beere abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- beere abمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abbeereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- abbeereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- beerst abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- beerest abمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- abbeerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abbeerestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- beert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- beere abمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- abbeertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abbeereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- beeren abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- beeren abمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- beert abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- beeret abمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- abbeertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- abbeeretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- beeren abمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- beeren abمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- beerte abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- beerte abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abbeerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- abbeerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beertest abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- beertest abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- abbeertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- abbeertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beerte abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- beerte abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abbeerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- abbeerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- beerten abمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- beerten abمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- abbeertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- abbeertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beertet abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- beertet abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- abbeertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- abbeertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- beerten abمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- beerten abمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- abbeertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- abbeertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- abzubeerendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzubeerendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzubeerendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- abzubeerendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- abzubeerendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- abzubeerendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- abzubeerendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- abzubeerendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- abzubeerendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها