فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نخ

nax[næx]

der Zwirn جمع: die Zwirne اسم

اسم

  • نخnaxنَخ[næx](long, thin and flexible form of material)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ریسمانrismân[ɹiːs.mɒ́ːn]تأییدنشده
  • سرنخsarnaxسَرنَخ[sæɹ.nǽx]تأییدنشده

دستور زبانِ Zwirn

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Zwirnes, des Zwirns
جمع
die Zwirne
تلفظ
[t͡svɪʁn]
همهٔ صورت‌ها
  • Zwirneحالت نهادی، جمع
  • Zwirnesحالت اضافی، مفرد
  • Zwirnsحالت اضافی، مفرد
  • Zwirneحالت اضافی، جمع
  • Zwirneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zwirnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zwirneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها