فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نان سوخاری

der Zwieback جمع: die Zwiebacke, die Zwiebäcke اسم

اسم

  • نان سوخارینانِ سوخاری(light, soft bread, often toasted or crisped in an oven)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سوخاریsoxâri(light, soft bread, often toasted or crisped in an oven)تأییدنشده
  • بیسکویت دریایی(hard biscuit)تأییدنشده

دستور زبانِ Zwieback

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Zwiebacks, des Zwiebackes
جمع
die Zwiebacke, die Zwiebäcke
تلفظ
[ˈt͡sviːbak]
همهٔ صورت‌ها
  • Zwiebackeحالت نهادی، جمع
  • Zwiebäckeحالت نهادی، جمع
  • Zwiebacksحالت اضافی، مفرد
  • Zwiebackesحالت اضافی، مفرد
  • Zwiebackeحالت اضافی، جمع
  • Zwiebäckeحالت اضافی، جمع
  • Zwiebackeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zwiebackenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zwiebäckenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zwiebackeحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Zwiebäckeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها