فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیگاری

bigâri[biː.ɡɒː.ɹiː]

die Zwangsarbeit جمع: die Zwangsarbeiten اسم

اسم

  • بیگاریbigâri[biː.ɡɒː.ɹiː](work which one is compelled to perform)(forced labor)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سخرهسُخرهتأییدنشده
  • اعمال شاقهاَعمالِ شاقهتأییدنشده
  • کار اجباریکارِ اِجباریتأییدنشده

دستور زبانِ Zwangsarbeit

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Zwangsarbeit
جمع
die Zwangsarbeiten
تلفظ
[ˈt͡svaŋsʔaʁˌbaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Zwangsarbeitenحالت نهادی، جمع
  • Zwangsarbeitenحالت اضافی، جمع
  • Zwangsarbeitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zwangsarbeitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Richter verhängte das Urteil fünf Jahre Zwangsarbeit.

قاضی به یک جزای پنج سال کار اجباری حکم داد.

er wurde zur Zwangsarbeit verurteilt

او به اعمال شاقه محکوم شد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #1056468), cojiluc (fa #10006536), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها