فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مخاطب

تأییدنشده

moxâtab[mo.xɒː.t̪ʰǽb̥]

der Zuschauer جمع: die Zuschauer اسم

اسم

  • مخاطبmoxâtab[mo.xɒː.t̪ʰǽb̥](group of people seeing a performance)pluralتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیننده(observer)(someone who views a spectacle)تأییدنشده

دستور زبانِ Zuschauer

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Zuschauers
جمع
die Zuschauer
تلفظ
[ˈt͡suːˌʃaʊ̯ɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Zuschauersحالت اضافی، مفرد
  • Zuschauernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها