فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اسب الخی

تأییدنشده

der Zuchthengst جمع: die Zuchthengste اسم

اسم

  • اسب الخیاَسبِ اِلخیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اسب برای جفتگیریاَسب بَرایِ جُفتگیریتأییدنشده

دستور زبانِ Zuchthengst

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Zuchthengsts, des Zuchthengstes
جمع
die Zuchthengste
تلفظ
[ˈt͡sʊxtˌhɛŋst]
همهٔ صورت‌ها
  • Zuchthengstحالت نهادی، مفرد
  • Zuchthengsteحالت نهادی، جمع
  • Zuchthengstsحالت اضافی، مفرد
  • Zuchthengstesحالت اضافی، مفرد
  • Zuchthengsteحالت اضافی، جمع
  • Zuchthengstحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zuchthengstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zuchthengstحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Zuchthengsteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها