لیموترش
اسم
- لیموترش
- لیمو
- لیمون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آبلیمو
- لیموناد
دستور زبانِ Zitrone
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Zitrone
- جمع
- die Zitronen
- تلفظ
- [t͡siˈtʁoːnə]
همهٔ صورتها
- Zitronen
- Zitronen
- Zitronen
- Zitronen
مثالها
Die Zitrone ist sauer.
لیمو ترش است.
Diese Zitronen sind frisch.
این لیموها تازه هستند.
Zitronen enthalten Zitronensäure.
لیمو حاوی اسید سیتریک است.
Nur wenn man eine Zitrone isst, weiß man zu schätzen, was Zucker ist.
آدم فقط موقعی لیمو میخورد میتواند ارزیابی کند شکر چیست.
Einen Tee mit Zitrone, bitte.
یک چای با لیمو، لطفا.