پرگار
pargâr[pʰæɹ.ɡɒ́ːɹ]
اسم
- پرگار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دایره کش
- جرگه
دستور زبانِ Zirkel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Zirkels
- جمع
- die Zirkel
- تلفظ
- [ˈt͡sɪʁkl̩]
همهٔ صورتها
- Zirkels
- Zirkeln
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Es ist schwierig, ohne einen Zirkel einen Kreis zu zeichnen.
بدون پرگار کشیدن دایره دشوار است.
Er zog mit einem Zirkel einen Kreis.
او با پرگار یک دایره کشید.
Ich brauche ein Lineal und einen Zirkel, etwas Zeit und Ruhe.
من به یک خط کش و یک پرگار و کمی زمان و آرامش نیاز دارم.
Er zeichnete mit dem Zirkel einen Kreis an die Tafel.
او با یک پرگار یک دایره روی تخته کشید.