فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روی

ruy, ravi[ɹuːj][ɹæ.víː]

das/der Zink جمع: die Zinken اسم

اسم

  • رویruy, ravi[ɹuːj][ɹæ.víː](element)(zinc)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • روحruh[ɹuːʱ]تأییدنشده

دستور زبانِ Zink

اسم

جنس دستوری
das/der (خنثی، مذکر)
حالت اضافی
des Zinks, des Zinkes
جمع
die Zinken
تلفظ
[t͡sɪŋk]
همهٔ صورت‌ها
  • Zinkحالت نهادی، مفرد
  • Zinksحالت اضافی، مفرد
  • Zinkesحالت اضافی، مفرد
  • Zinkحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zinkحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Zinkenحالت نهادی، جمع
  • Zinkenحالت اضافی، جمع
  • Zinkeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Zinkenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Zinkenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Messing ist eine Legierung aus Kupfer und Zink.

برنج آلیاژی از مس و روی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #541827), cojiluc (fa #8143656), tatoeba.org
منابع و مجوزها